فیلم های اعصاب خردکن: 15 فیلم که تماشایشان اعصاب فولادین می خواهد!

مقدمه
برای خیلی از ماها پیش آمده که وقتی یک فیلم سینمایی را میبینیم، آنقدر با وقایع درون آن احساس سمپاتیک کنیم که پس از پایان فیلم، به مانند کاراکتر سختی داستان را متحمل میشویم. در برخی دیگر از مواقع هم ما به تماشای آثاری مینشینیم که دیدنشان برایمان سخت است و اصطلاحا به این دسته از فیلمها هم فیلم های اعصاب خردکن میگوییم.
فیلم های اعصاب خردکن یا به دلیل ضرباهنگ کند تصویر و داستان و یا بالعکس به خاطر ریتم تند تصویری و داستانی ما را اذیت میکنند. البته امروزه فیلم های اعصاب خردکن طرفداران پرشماری دارند و برخی از مخاطبان به سینما نمیروند مگر اینکه از این دست فیلمها اکران شوند. بسته به نوع اذیت تصویری و داستانی، فیلم های اعصاب خردکن درجهبندیهای متفاوتی دارند. در این مطلب میخواهیم 15 اثر از فیلم های اعصاب خردکن را معرفی کنیم.
برای مشاهده صفحه اصلی فارسی باکس کلیک کنید.
فیلم های اعصاب خردکن
|
نام فیلم |
نام کارگردان | سال ساخت | نمره در سایت IMDB |
|
Whiplash |
Damien Chazelle | 2014 |
8.5 |
|
Come and See |
Elem Klimov | 1985 |
8.3 |
|
Memories of Murder |
Bong Joon Ho | 2003 |
8.1 |
|
Sinners |
Ryan Coogler | 2025 |
8.1 |
|
Free Solo |
Jimmy Chin, Elizabeth Chai Vasarhelyi | 2018 |
8.1 |
|
4 Months, 3 Weeks and 2 Days |
Christian Mungiu | 2007 |
7.9 |
|
Wit |
Mike Nichols | 2001 |
7.9 |
|
Misery |
Rob Reiner | 1990 |
7.8 |
|
The Green Ray |
Eric Rohmer | 1986 |
7.6 |
|
Run Lola Run |
Tom Tykwer | 1998 |
7.6 |
|
Walnut Tree |
Mohammad Hossein Mahdavian | 2020 |
7.5 |
|
Good Time |
Benny Safdie, Josh Safdie | 2017 |
7.3 |
|
Poltergeist |
Tobe Hooper | 1982 |
7.3 |
|
Melancholia |
Lars von Trier | 2011 |
7.1 |
| Martyrs | Pascal Laugier | 2008 |
7 |
1. فیلم Whiplash 2014

ماجرای جالبی پشت ساخت اولین فیلم از فیلم های اعصاب خردکن وجود دارد. فیلم شلاق به کارگردانی دیمین شزل، پیش از اینکه نسخه بلندش ساخته شود، در ابتدا به صورت یک فیلم کوتاه ساخته شد و در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد. پس از استقبال مخاطبان و منتقدان این جشنواره از این فیلم کوتاه، شزل نخستین فیلم بلندش را بر اساس طرح گسترشیافته این فیلم کوتاه، ساخت.
فیلم شلاق داستان جد و جهد برای رسیدن به هدف است اما شاید از خود بپرسید پس نامش در میان فیلم های اعصاب خردکن چه میکند؟ دلیل نام آوردن از این فیلم مشهور دههی گذشته در این مطلب، نوع خشونت کلامی و فیزیکی درون آن است که میتواند احوالات تماشاگر را دگرگون کرده و اعصاب او را به اصطلاح خرد کند.
داستان فیلم شلاق درباره پسری به نام اندرو است که به موسیقی بسیار علاقه دارد. او برای رسیدن به هدف خود که همانا نوازندگی چیره دست است، مسیر آموزش را از طریق حضور در مدرسه عالی موسیقی پی میگیرد. در این مرکز آموزش موسیقی، تمریندهندهی خشن و عصبانیای وجود دارد که همگان از او حساب میبرند. نام این شخص، فلچر است. فلچر مربی تمریندهندهی نوازندههای جوان است و با کسی شوخی ندارد. اندرو در ابتدا گمان میکند که فلچر از او و نوازندگیاش خوشش آمده ولی بهتدریج روی دیگر فلچر را میبیند. فلچر با تمرینهای بسیار سخت و طاقتفرسا و همچنین توهینهای کلامی و خشونت فیزیکی نحوهی برخورد بسیار عجیبی با اندرو و سایر نوازندگان دارد. اندرو با دیدن این رفتار از فلچر، با خود عهد میبندد که کار خود را به بهترین نحو انجام دهد.
سکانسهای ملتهب فراوانی در این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن دیده میشود. لحظات مواجهه فلچر و اندرو در تمرین بسیار تنشزاست؛ به همین علت نام فیلم شلاق در میان آثار فیلم سینمایی استرس آورده شده است.
فیلم شلاق در هنگام اکران توانست نگاه مخاطبان، منتقدان و فصل جوایز را به خود جلب کند. با اینکه بسیاری از تماشاگران پس از دیدن این فیلم، خشونت آن را زیاد توصیف کرده بودند و از آن به عنوان یکی از فیلم های اعصاب خردکن نام برده بودند اما در عین حال از شیوه روایت، کستینگ، میزانسنها و داستانپردازی فیلم، ابراز رضایت کردند. فیلم با بودجه 3.5 میلیون دلاری، گیشه درخشان بیش از 50 میلیون دلاری را تجربه کرد و توانست به عنوان اولین فیلم دیمین شزل، اثری مطرح در سینمای جهان شود.
شلاق 2014 توانست سه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، بهترین تدوین و بهترین میکس صدا را از آن خود کند. علاوه بر اسکار، این فیلم در جشنوارههای متعددی همچون کن، بفتا، گلدن گلوب و غیره به نمایش درآمد و توانست نامزدیها و جوایز مختلفی را به دست آورد.
جی. کی. سیمونز با بازی در نقش فلچر درخشید و توانست سه جایزه معتبر اسکار، بفتا و گلدن گلوب را برای بازی در فیلم شلاق از آن خود کند. مایلز تلر جوان نیز در این فیلم چهره شد و حتی تا نامزدی اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد نیز رفت. پل رایزر، ملیسا بنویست، سوان اسپوک، کاویتا پاتیل، آستین استوول و غیره از دیگران بازیگران این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن هستند.
(شما میتوانید فیلم Whiplash که جزو فیلم های اعصاب خردکن زیرنویس فارسی است را از لینک زیر دانلود و تماشا کنید)
فیلم شلاق(Whiplash)
اندرو وارد یک آکادمی موسیقی می شود تا هنر درام خود را به مرحله حرفه ای برساند اما در آنجا با مربی ای بسیار سخت گیر روبرو می شود.
دانلود + پخش آنلاین
|
کشور سازنده |
آمریکا |
|
سال ساخت |
2014 |
|
کارگردان |
دیمین شزل |
|
مدت زمان |
106 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
بولد فیلمز، بلوم هاوس پروداکشنز و رایت آو وی فیلمز |
| IMDB |
8.5 از 10 |
2. فیلم Come and See 1985

روایتی منزجرکننده و دردناک از جنگ جهانی دوم؛ فیلم بیا و بنگر به عنوان یکی از فیلم های اعصاب خردکن معرفی شده در این مطلب، اثری ضدجنگ است. این فیلم مشهور سینمای شوروی را الم کلیموف کارگردانی کرده است. بیا و بنگر سرنوشت عجیبی داشت. فیلم زمانی که ساخته شد، چندان مورد توجه قرار نگرفت و حدود 30 سال بعد و در سال 2015 میلادی که پاسداشت و سالگرد ساخت این اثر بود، تازه مورد توجه اهالی سینما و علاقهمندان به این هنر قرار گرفت.
داستان فیلم بیا و بنگر درباره پسر نوجوانی به نام فلوریا است که در بلاروس زندگی میکند. داستان در اواخر جنگ جهانی دوم و در سال 1943 میلادی روایت میشود. فلوریا به نیروهای پارتیزانی حاضر در جنگل میپیوندد اما نازیها میخواهند آنها را غافلگیر کرده و حمله همه جانبهای علیه نیروهای پارنتیزانی انجام دهند. وقایع تلخ و دردناکی در ادامه فیلم رخ میدهد که نشان از مخوف بودن جنگ جهانی دوم در این منطقه دارد.
یکی از دلایلی که فیلم بیا و بنگر را در فهرست فیلم های اعصاب خردکن قرار دادهایم به شیوه داستانگویی از طریق تصویر باز میگردد. فیلم به شیوهی بسیار تلخ و دردناکی لحظههای اندوهبار و فاجعهآور جنگ را ترسیم میکند. صحنه به آتش کشیدن کلبهای که زنان و مردان در آن حاضر بودند، شیوهای عریان در تصویر کشیدن فجایع جنگی است. نگاه کردن این فیلم برای مخاطب کار آسان و سادهای نیست؛ چون در سرتاسر فیلم، لحظات بحرانی و عواقب فاجعهبار جنگ را خواهد دید.
یکی از عجیبترین و ماندگارترین پلانهای این فیلم به جایی مربوط میشود که فلوریا که تلنبار شدن اتفاقات دردناک او را شکسته است، به دوربین زل زده و انگار نه انگار که او نوجوان است. چین و چروکهای شدیدی که روی صورت او نقش بسته، خود گواه وضعیت بسیار دردناک و شکنجهآور جنگ جهانی دوم است.
همانگونه که گفتیم این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن بیشتر روی تصویر مانور میدهد و به همین خاطر استفاده از دیالوگ در کار به حداقل ممکن رسیده است. فراز و فرود شخصیت فلوریا در بحبوحه جنگ و تعقیب و گریزهای او جز با بازی درخشان الکسی کراوچنکو، میسر نبود. کراوچنکو آنقدر ظریف و دقیق نقش فلوریا را بازی کرده است که خود به عنوان یکی از اصلیترین عوامل تبدیل شدن بیا و بنگر به اثری از فیلم های اعصاب خردکن معرفی شده است.
درست است که فیلم بیا و بنگر در همان موقع اکران توانست جایزه طلایی و جایزه فیپرشی جشنواره بینالمللی فیلم مسکو را تصاحب کند اما این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن تقریبا سه دهه بعد مورد توجه علاقهمندان قرار گرفت و اکران جهانی وسیعی داشت. فیلم از سال 2015 به بعد توانست در اکرانهای جهانی خود بیش از 20 میلیون دلار فروش کند. نکته جالب درباره این فیلم که در سال 1985 ساخته شده است، آکادمی فیلمهای روسی یا مسفیلم است. این آکادمی، فیلم را پس از سه دهه و در سال 2015 میلادی، جهت ترمیم و استفاده دوباره، به سالنهای سینما آورد و از همان لحظه، علاقهمندان به سینما متوجه ارزش هنری و فکری این اثر شدند. از دید تماشاگران این سالها، فیلم بیا و بنگر یکی از بهترین فیلم های اعصاب خردکن انتخاب شده است.
(شما میتوانید فیلم Come and See که جزو فیلم های اعصاب خردکن زیرنویس فارسی است را از لینک زیر دانلود و تماشا کنید)
فیلم بیا و بنگر(Come and See)
بعد از پیدا کردن یک تفنگ قدیمی پسر جوانی به نیروهای مقاومت شوروی می پیوندد تا در مقابل نیروهای آلمانی بایستد و وحشت جنگ جهانی را تجربه میکند ...
دانلود + پخش آنلاین
|
کشور سازنده |
شوروی |
|
سال ساخت |
1985 |
|
کارگردان |
الم کلیموف |
|
مدت زمان |
142 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
بلاروس فیلم و مسفیلم |
| IMDB |
8.3 از 10 |
3. فیلم Memories of Murder 2003

بونگ جون هو، در سال 2003 میلادی فیلم خاطرات قتل را ساخت و توانست نام خود را به عنوان کارگردانی مؤلف سر زبانها بیندازد. چرایی قرار گرفتن نام این فیلم در فهرست فیلم های اعصاب خردکن هم جالب است. بسیاری از تماشاگران سر دو موضوع این اثر را اعصاب خردکن تلقی کردهاند: یک اینکه فیلم، تمرکز داستانی عمیقی روی مقوله قتل دختران نوجوان داشته است و دوم هم نحوه نشان دادن برخی از پلانها که در تاریخ سینمای کره جنوبی بیسابقه بوده است.
داستان فیلم خاطرات قتل، درباره قتلی است که در یکی از شهرهای دور از مرکز کره جنوبی رخ داده است. مشخص میشود که قاتلی زنجیرهای در این شهر حضور دارد که در کمین دختران نوجوان و جوان قرار میگیرد و آنها را به قتل میرساند. پلیس محلی، سرنخهای خوبی به دست نیاورده و پلیس پایتخت، بازپرسی از نیروهای خود را به آن شهر میفرستد تا قضیه هرچه زودتر حل و فصل شود. با این حال، قاتل زنجیرهای هیچ ردپایی از خود به جا نمیگذارد، گو اینکه او چند برابر از پلیسها باهوشتر است. ماجرا با ورود نیروی پلیس پایتخت به این شهر، در سطح دیگری قرار میگیرد.
این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن در زمره بهترین فیلم های نفسگیر تاریخ قرار گرفته است. سکانسهایی که از زاویه پلیس و از زاویه قاتل بهطور همزمان به وقایع شبهای مخوف و قتلهای فجیع آن شهر پرداخته، به شدت حس هیجان و بحران را در مخاطب افزایش داده است.
خاطرات قتل از آن دست آثار دلهرهآور و رازآلود است که تمرکز خاصی روی لحظات بحرانی دارد. پلیس خوب؛ پلیس بد در این فیلم کره ای به خوبی جلوهگری میکند و در انتها اما نیروی آنتاگونیست است که انگار برنده رقابت شده است. فیلم، پایان نسبتا عجیب و غافلگیرکنندهای دارد. درست است که در سکانسهای پایانی تماشاگر گمان میکند که گرهگشایی در فیلم صورت پذیرفته است اما در یک چرخش هوشمندانه، فیلم پایان شوکهکنندهای را رقم میزند.
این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن در نشان دادن اعترافگیری پلیسها و همینطور شیوهی قتلهایی که اتفاق افتاده، صراحت به خرج میدهد و در همین لحظات است که مخاطب اعصابش از پیگیری و دیدن وقایع خرد میشود.
بونگ جون هو با ساخت خاطرات قتل، توانست به موفقیتهای بینالمللی خوبی دست پیدا کند. بیش از دو دهه از ساخت این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن میگذرد و کماکان از آن به عنوان یکی از 5 فیلم برتر دلهرهآور سینمای کره یاد میشود.
فیلم در زمان اکران نتوانست مخاطبان داخلی و خارجی را همراه کند ولی استقبال فصل جوایز از کار موجب ماندگاری این اثر شد. فیلم خاطرات قتل در 13 جشنواره معتبر سینمایی چه در کره و چه در سایر کشورها شرکت کرد که ماحصل آن 33 جایزه و 10 نامزدی در بخشهای گوناگون بود. بازی کانگ هو سانگ در این فیلم، موجب شد که او به تدریج تبدیل به بازیگر بینالمللی شود. بعد از اینکه بونگ جون هو آثار دیگری ساخت، تازه به اهمیت این فیلم افزوده شد؛ طوریکه طبق آخرین اعداد از سال 2010 میلادی به بعد آمار مخاطبان این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، رشد 250 درصدی داشته است.
|
کشور سازنده |
کره جنوبی |
|
سال ساخت |
2003 |
|
کارگردان |
بونگ جون هو |
|
مدت زمان |
132 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
سیدوس، سی جی اینترتینمنت و موهان اینوستمنت |
| IMDB |
8.1 از 10 |
4. فیلم Sinners 2025

گناهکاران، فیلم تحسین شده و جدید رایان کوگلر هم نامش در فهرست فیلم های اعصاب خردکن آمده است. این فیلم از فیلم های دلهره آور جدید، خیلی خوب توانست با فضاسازی فرهنگی و بافتدهی سنتی آمریکایی، نظر مخاطبان و منتقدان را به خود جلب کند. استفاده از عناصر ترسناک فرهنگی در این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، موجب شده که تماشاگران القای ترس متفاوتی نسبت به سایر آثار ترسناک در این فیلم داشته باشند.
داستان فیلم گناهکاران درباره برادران دوقلویی است که در سال 1932 بعد از کارهای مختلفی که کردهاند میخواهند به زادگاهشان بازگردند و در زادگاه خود زندگی کنند. آنها که در شهرهای دیگر، دزدی کردهاند، توانستهاند پولی به جیب زده و به شهر خودشان بازگردند. آنها در زادگاهشان میخواهند باشگاهی موسیقی ویژه سیاه پوستان افتتاح کنند اما ماجرایی ترسناک، همه چیز را به هم میزند. درست در شب افتتاحیه این باشگاه موسیقی موجودات ترسناک و رعبآور به مردم هجوم آورده و زندگی این دو برادر را نیز تحت تأثیر خود قرار میدهد.
لحظات دلهره آور و ترسناکی که در فیلم گناهکاران وجود دارد، مخاطبان را درگیر یک دوقطبی کرده است: عدهای از مخاطبان، معتقدند که فیلم، به شدت هیجانآور و ترسناک است که به خوبی از مؤلفههای ژانر ترسناک استفاده کرده است. در مقابل، گروهی دیگر معتقدند که فیلم با استفاده از عناصر فرهنگی سنتی در نشان دادن موجودات ترسناک، زیادهروی کرده و تبدیل به یکی از فیلم های اعصاب خردکن جدید شده است.
ویژگی فیلم های اعصاب خردکن این است که در هر اثر، یک مورد منحصربهفرد تبدیل به مؤلفهی اعصاب خردکن در فیلم میشود. به دیگر معنی آنقدر عنصر و مؤلفه برای اعصاب خردکن بودن از دید مخاطب وجود دارد که محدود به یک یا دو مورد نمیشود. مثلا در فیلم گناهکاران، موجودات ترسناک محل بحث مخاطبان برای قرارگیری یا عدم قرارگیری فیلم در میان فیلم های اعصاب خردکن شده است.
فیلم گناهکاران با بودجه 90 میلیون دلاری ساخته شد و در همان هفتههای ابتدایی مشخص شد که میتواند فروش جالبی را تجربه کند. فیلم بعد از یک ماه از زمان اکرانش، توانسته به عدد 265 میلیون دلار برسد و از این حیث به رکورد مناسبی دست پیدا کرده است.
بار اصلی فیلم گناهکاران بر دوش مایکل بی جوردن بوده است. او باید همزمان در دو نقش – برادران دوقلو – ایفای نقش میکرد و به همین خاطر باید تشابه و تفارق شخصیتها را در بازیاش بروز میداد. منتقدان اعتقاد به این دارند که مایکل بی. جوردن توانسته از پس این مهم بربیاید و عامل اصلی دیده شدن فیلم، اوست.
همانگونه که گفتیم این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن به دلیل بافت سنتی آمریکایی موجود در آن، توانست مخاطبان آمریکایی را به خود جلب کند. بیش از 70 درصد فروش این فیلم متعلق به سینمادوستان آمریکایی و کانادایی بوده است. هرچند که برخی از این مخاطبان معتقدند که فیلم از جنبه منفی شایستگی حضور در جمع فیلم های اعصاب خردکن را داشته اما برخی دیگر از افراد، مشتاقانه به تماشای این فیلم رفتند.
(شما میتوانید فیلم Sinners که جزو فیلم های اعصاب خردکن زیرنویس فارسی است را از لینک زیر دانلود و تماشا کنید)
فیلم گناهکاران(Sinners)
برای فرار از زندگی پرمشکلشان، دو برادر دوقلو به زادگاهشان بازمیگردند تا دوباره شروع کنند، اما متوجه میشوند که شر بزرگتری در انتظار بازگشتشان است.
دانلود + پخش آنلاین
|
کشور سازنده |
آمریکا، استرالیا و کانادا |
|
سال ساخت |
2025 |
|
کارگردان |
رایان کوگلر |
|
مدت زمان |
137 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
وارنر بروز، دامین اینترتینمنت و پروکسیمیتی مدیا |
| IMDB |
8.1 از 10 |
5. فیلم Free Solo 2018

حتی آثار مستند هم میتوانند در فهرست فیلم های اعصاب خردکن جای بگیرند. فیلم انفرادی آزاد به کارگردانی مشترک جیمی چین و الیزابت چای واشارهی، یک اتفاق نادر در مستندسازی بود. این دو به سایر فیلمسازان یاد دادند که ایجاد دلهره، استرس، هیجان و صد البته خرد کردن اعصاب نیاز به بودجههای چند صد میلیون دلاری ندارد و میتوان با هزینه بسیار بسیار کم، دست به این اتفاق زد.
داستان فیلم انفرادی آزاد درباره صعود الکس هانولد به دیواره کوه ال کاپیتان در پارک ملی بوسمیتی است. صعودی که اصلا شبیه به صعودهای دیگر کوهنوردان نیست. سبک فری سولو، سبکی در کوهنوردی است که کوهنورد بدون استفاده از امکانات و تجهیزات کوهنوردی و صرفا با طناب باید صعود خود را به انجام برساند. هانولد با سبک فری سولو میخواهد صعود خود را آغاز کند.
در بین فیلم های اعصاب خردکن، انفرادی آزاد طبیعتا به خاطر فضاسازی خاصی که دارد بیشتر متکی به تصویر و موسیقی است و از کمترین دیالوگ در این اثر استفاده شده است. جیمی چین و الیزابت چای واشارهی که خود کوهنوردهای حرفهای هستند، میدانستند که باید دست روی چه موضوعی بگذارند که بهترین بازدهی ممکن را برای آنها فراهم سازد.
صعود الکس هانولد به دیواره کوه ال کاپیتان، سراسر اضطراب و دلهره است. در پلانهایی شما خود را جای شخصیت قرار میدهید و اصلا انگار با او یکی میشوید. تنها تفاوت شما با کاراکتر این است که او واقعا دارد صعود میکند و هراسی به دل راه نمیدهد اما شما به شدت هیجانزده و مضطرب در حال تماشای صعود هستید. فیلم انفرادی آزاد علاوه بر اینکه به عنوان یکی از فیلم های اعصاب خردکن شناخته میشود، فیلمی انگیزشی نیز است. این فیلم به مخاطب گوشزد میکند که در زندگی هیچ چیز نشد ندارد و میتوان به تمامی اهداف با حداقلترین ابزار ممکن دست یافت.
فیلم انفرادی آزاد با ایده ناب و سوژه بسیار دقیقش توانست تحسینهای فراوان منتقدان و مخاطبان را برانگیزاند. فیلم در فصل جوایز نیز بسیار موفق بود و توانست جایزه بهترین مستند اسکار را تصاحب کند. جایزه بفتای بهترین فیلم مستند و 7 جایزه مختلف از جوایز امی نشاندهنده اهمیت این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن در فصل جوایز بوده است.
در تاریخ سینما کمتر پیش آمده که فیلمی مستند بتواند فروش خوبی در گیشه داشته باشد و انفرادی آزاد یکی از همین استثناها است. این فیلم توانست با فروش نزدیک به 30 میلیون دلاریاش نام خود را در تاریخ سینمای مستند ماندگار کند.
|
کشور سازنده |
آمریکا |
|
سال ساخت |
2018 |
|
کارگردان |
جیمی چین و الیزابت چای واشارهی |
|
مدت زمان |
100 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
لیتل مانستر فیلمز، ایتینرانت فیلمز و پارکز/ مک دونالد ایمیج نیشن |
| IMDB |
8.1 از 10 |
6. فیلم 4 Months, 3 Weeks and 2 Days 2007

برخی از موضوعات همچون سقط جنین، موضوعی ممنوعه در سینمای جهان به حساب میآیند. حالا فکر کنید اثری از فیلم های اعصاب خردکن، از ابتدا تا انتها حول محور این موضوع بچرخد. فیلمنامه از روایت واقعگرا فراتر رفته و نتیجه اثری منحصربهفرد شده است. داریم از فیلم چهار ماه سه هفته و دو روز صحبت میکنیم. کارگردان مشهور سینمای معاصر رومانی یعنی کریستین مونجیو این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن را در سال 2007 میلادی کارگردانی کرد.
چهار ماه سه هفته و دو روز، روایتگر زندگی دو دختر جوان است که یکی از آنها حامله است. چون از زمان تشکیل نطفه در رحم او به اندازهای گذشته که دیگر نطفه تشکیل شده، سقط جنین غیرقانونی است. بنابراین آن دو دوست با پرس و جوی فراوان، بالاخره شخصی را پیدا میکنند که در ازای پرداخت پولی قبول میکند که جنین را سقط کند. با این حال آن دو دوست توانایی پرداخت پول را ندارند و شخصی که قرار است سقط را انجام دهد، پیشنهاد بیشرمانهای به دوستی که حامله نیست، میدهد. فیلم با ارائهی تصویری تیره از جامعه مدرن رومانی به فرجام میرسد.
سینمای مونجیو، سینمای تلخیهای اجتماعی است. به همین خاطر نام او و آثارش همواره در لیست فیلم های اعصاب خردکن میآید. مثلا در فیلم چهار ماه سه هفته و دو روز داستان از جایی آغاز میشود که ما شاهد تیرگی و زشتیهای دوران جوانی هستیم. فیلم، زمانی که به لحظات بحرانی میرسد به دلیل روایت عریانش از موضوع، غیرقابل تحمل به نظر میرسد.
چهار ماه سه هفته و دو روز مشابه تمام فیلمهای واقعگرای ساخته شده در قرن 21، از تکنیک دوربین روی دست در جهت تعلیق و بحران استفاده میکند. فیلم، به مانند آثار مشابه، سعی دارد بیشتر روی صدای آمبیانس محیط مانور دهد و کمتر از موسیقی متن استفاده میکند. استفاده از برداشتهای طولانی بهخصوص در لحظات بحران، باعث شده که به زعم مخاطبان فیلم در میان فیلم های اعصاب خردکن دردناک جای بگیرد.
ضد ریتم بودن تصویر در فیلم چهار ماه سه هفته و دو روز موجب شده که تماشای فیلم برای مخاطبان بسیار سخت و سنگین به نظر برسد. با این حال روایت و قصهگویی در فیلم مونجیو، به شدت گیرا بود و توانست مخاطبان را پس از تماشای فیلم به فکر عمیقی وادار سازد. فیلمهای کریستین مونجیو برای مخاطبان جهانی است؛ بنابراین بیشتر روی ایدههای زندگی روزمره و جهانشمول انسان اروپای معاصر مانور میدهد.
فیلم چهار ماه سه هفته و دو روز با بودجهای نزدیک به 600 هزار دلار ساخته شد ولی استقبال مخاطبان از این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن به حدی بود که فروش فیلم در اکران جهانی به بیش از 10 میلیون و 100 هزار دلار رسید. فیلم نقدهای بسیار مثبتی از جانب منتقدان دریافت کرد. آنها معتقد بودند که مونجیو با این فیلم، حرف مگویی را زده که دیگر فیلمسازان جسارت مطرح کردن آن را ندارند. این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن از منتقدان سایت راتن تومیتوز نمره 96 درصد و از منتقدان متاکریتیک نمره 97 از 100 را دریافت کرد. استقبال منتقدان از فیلم، تا جایی پیش رفت که بسیاری از فیلمهای رئالیستی پس از آن، امتدادی از این اثر بودند.
این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن در فصل جوایز بسیار موفق عمل کرد. نخل طلای کن به فیلم اعتبار بخشید و فیلم در بخش فیلمهای خارجی زبان گلدن گلوب نامزد بهترین فیلم شد. حضور پربار و معنادار چهار ماه سه هفته و دو روز محدود به اینها نبود. این اثر با حضور در 56 جشنواره طراز اول جهان، توانست 41 جایزه و 59 نامزدی گوناگون کسب کند. پیش از این گفتیم که فیلم های اعصاب خردکن میتوانند زمینهساز تحول در سیر سینما شوند. چهار ماه سه هفته و دو روز یکی از این آثار تحولی در دهههای گذشته بوده است.
|
کشور سازنده |
رومانی و هلند |
|
سال ساخت |
2007 |
|
کارگردان |
کریستین مونجیو |
|
مدت زمان |
113 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
موبرا فیلمز، سنترول نشنال آل سینماتوگرافی و مایندشیر مدیا |
| IMDB |
7.9 از 10 |
7. فیلم Wit 2001

کنارهگویی نوعی از تکنیک بازیگری است که بازیگر در قالب شخصیت یا بیرون از قالب او، رو به دوربین با تماشاگر صحبت میکند. یکی از فیلم های اعصاب خردکن برای کاهش میزان تراژیک بودنش به بازیگر این اختیار را داده تا با کنارهگویی کردن و استفاده از لحن کمدی کمی از تأثرات روحی دیدن این اثر تراژیک بکاهد. با این حال در پایان، آنقدر قصه تلخ میشود که با هیچ کنارهگویی کردنی نمیتوان آن را از بین برد. داریم از فیلم Wit حرف میزنیم. مایک نیکولز فیلمساز مشهور سینمای آمریکا در دهههای 60 و 70 میلادی این تله فیلم را ساخته است.
همانگونه که گفتیم این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن متکی به بازیگر است. بازیگر نقش اصلی فیلم که داستان، کاملا با او معنا مییابد اما تامپسون – بازیگر و فیلمنامهنویس مشهور انگلیسی – است.
داستان فیلم Wit به ظاهر ساده است و بیشتر روی تحلیل رفتن کاراکتر مانور داده است. ماجرا درباره پروفسور مشهور ویوین برینگ است که اخیرا متوجه شده که با بیماری هولناک سرطان دست و پنجه نرم میکند. او به دلیل شغلش، فرجام کار را میداند. بنابراین سعی میکند تحولات بدنی خود را در طول بیماری ثبت و ضبط کرده و با مخاطب درباره آن صحبت کند. وقایعنگاری یک بیمار خاص در پیشرفت بیماری سرطان، عنوانی است که برخی از منتقدان به این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن دادهاند.
فیلم Wit 2021 به خاطر موضوعش اکثرا در محیط بیمارستان میگذرد. به همین خاطر مایک نیکولز این فیلم را در قالب تله فیلم کارگردانی کرد. نکته حائز اهمیت این است که سینمای انگلستان عادت به ساخت تله فیلم دارد. تله فیلم ساختن در انگلستان به دلیل بودجه کم به شدت اعتبار دارد و فیلمساز میتواند خلاقیتهای هنریاش را در آن بروز دهد. درست است که این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن محصول سینمای آمریکا است اما فیلمساز با استفاده از سنت تله فیلمهای انگلیسی آن را ساخته است. در این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، فیلمساز علاوه بر کنترل بازیگرش به سمت کنارهگویی کردن، از فضای خالی اتاقهای بیمارستان و رنگ غالب سفید در این محیط برای روایت تلخ و گزندهاش استفاده کرده است.
اما تامپسون که پیش از این با آثاری همچون فیلم هواردز اند و فیلم عقل و احساس درخشیده بود، جلوهی دیگری از بازیگری خود را در این فیلم به رخ مخاطب کشاند. ما با دنبال کردن روزگار پروفسور، باور میکنیم که او به بیماری سرطان مبتلاست و مراحل بیماری درون این شخصیت، پیشرفت میکند. اتفاقا به خاطر همین باورپذیری است که مخاطبان معتقدند این فیلم اعصاب خردکن است. در انتهای فیلم، این حس بیش از پیش به مخاطب منتقل میشود.
از جمله اتفاقات نادر در تاریخ تله فیلمها، این بوده که Wit در جشنواره فیلم برلین به نمایش درآمد و از اتفاق برنده جایزه مخصوص هیئت داوران نیز شد. سه جایزه بهترین کارگردانی، بهترین تدوین و بهترین بازیگری نقش اول مرد از جوایز امی نیز نشان از اهمیت ویژه این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن در فصل جوایز بوده است.
|
کشور سازنده |
آمریکا |
|
سال ساخت |
2001 |
|
کارگردان |
مایک نیکولز |
|
مدت زمان |
99 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
اچ بی او فیلمز و آونوو پیکچرز |
| IMDB |
7.9 از 10 |
8. فیلم Misery 1990

بعضی از فیلم های اعصاب خردکن، از اصل منبعشان مشهورتر هستند. مثلا فیلم میزری به کارگردانی راب راینر نمونهی خوبی برای این مورد است. فیلم میزری بر اساس رمان استفن کینگ با همین نام ساخته شده است. رمان و فیلم میزری 1990، شخصیتمحور هستند و شخصیت، عامل اصلی قرار گرفتن فیلم در جمع فیلم های اعصاب خردکن است.
داستان فیلم میزری درباره پل شلدون نویسنده مشهور کتابهای میزری است. او سالها وقت خود را صرف نگارش مجموعهکتابهای میزری کرد و در آخرین کتاب، تصمیم گرفت با مرگ میزری داستان را به پایان برساند. او در هنگام بازگشت از سفری پیرامون انتشار آخرین عنوان کتاب میزری درگیر برف و کولاک میشود و در سانحهای رانندگی به شدت مجروح میشود. در این میان آنی ویلکس یکی از طرفداران کتابهای شلدون به کمک او آمده و او را به خانهاش میبرد. در ابتدا گمان میرود که آنی ویلکس حسن نیت فراوانی نسبت به شلدون دارد اما در پس پشت ماجرا، اتفاق دیگری در جریان است.
شخصیت آنی ویلکس در ردهبندی شخصیتهای روانی و عجیب تاریخ سینما در ردههای بالا قرار دارد. فیلم میزری به دلیل خشونتهای شخصیت ویلکس، در اندیشه مخاطبانش در جمع فیلم های اعصاب خردکن قرار گرفته است. پس از پایان یک سوم ابتدایی، میزری به لحظات بحرانی و پرتعلیقاش میرسد. اضطراب در سکانسهای میانی به شدت بالا رفته و موجب میشود که این فیلم در میان فیلم های استرسی و هیجانی قرار بگیرد.
در ابتدای معرفی فیلم میزری گفتیم که فیلم از اصل منبعش مشهورتر شد. دلیل آن را باید در سه مورد خلاصه کنیم: اول اینکه فیلم به اصل داستان رمان وفادار مانده و در میان آثار اقتباسی وفادارانه، توانسته اهداف اصلی نویسنده را بازنمایی کند. دوم کارگردانی بسیار خوب راب راینر در این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن است. او فضاسازی رعب و دلهره را به بیرون از بافت شهری برده و با استفاده از مؤلفههای زمستانی، میتواند هرچه بیشتر بر فشار شخصیت آنی ویلکس بر پل شلدون بیفزاید. سومین دلیل هم بازیهای درخشان جیمز کان و کتی بیتس در این فیلم است. آنها با هدایت درست بازیگری از جانب فیلمساز، توانستهاند جهانبینی دو شخصیت رماننویس و رمانخوان شیفته را در بازیشان تجلی بخشند.
در میان فیلم های اعصاب خردکن، فیلم میزری کمشخصیتتر و کملوکیشنتر است. چنین ویژگیای توانسته بافت داستانی را سریعتر به مخاطب القاء کند و از همان دقایق ابتدایی، مخاطب نوعی از اعصاب خردی را در خطوط روایی فیلم و تصویر تماشا کند.
فیلم میزری 1990، اکران موفقی را پشت سر گذاشت. فیلم با بودجه 20 میلیون دلاری توانست در نهایت بیش از 61 میلیون دلار بفروشد و به عنوان اثری موفق در فروش معرفی گردد. منتقدان هم استقبال شایستهای از اثر کردند. برخی از آنها اظهار داشتهاند که فیلم میزری بهترین فیلم راب راینر در طول دوران کاریاش بوده است. همچنین آنها بازی کتی بیتس را ستودند و بازی او را در بین ده بازی برتر زنان بازیگر در قرن بیستم قرار دادند.
این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن هم در جشنوارههای مختلف درخشید. بیشترین تحسینها مرتبط با بازی کتی بیتس بود. او توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن اسکار و گلدن گلوب را از آن خود کند. همچنین این فیلم توانست در 5 بخش در جوایز آکادمی فیلمهای علمی-تخیلی، فانتزی و ترسناک، نامزد دریافت جایزه شود.
|
کشور سازنده |
آمریکا |
|
سال ساخت |
1990 |
|
کارگردان |
راب راینر |
|
مدت زمان |
107 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
کسل راک اینترتینمنت و نلسون اینترتینمنت |
| IMDB |
7.8 از 10 |
9. فیلم The Green Ray 1986

علاقهمندان حرفهای سینما، اریک رومر را با ساخت فیلمهای نامتعارف میشناسند. او در سال 1986، فیلم پرتو سبز – که در برخی از منابع با نام فیلم تابستان 1986 هم از آن یاد شده است – را کارگردانی کرد که در بین فیلم های اعصاب خردکن قرار گرفت. فیلمهای رومر، همواره سعی دارند که در روایت پیش نروند! فیلم پرتو سبز شاید بهترین اثر رومر در این تعریف لقب بگیرد. فیلم آنقدر پیش نمیرود که در نهایت مخاطب اعصابش خرد شده و اذیت میشود.
فیلم های اعصاب خردکن، دایره وسیعی از مفاهیم را در خود گنجاندهاند. برخی از آثار به خاطر التهاب داستانی، برخی به خاطر هیجان و دلهرهی روایی، برخی به خاطر موضوعات مشمئزکنندهای که مطرح میکنند و برخی دیگر به خاطر عدم پیشرفت داستانی و تصویری ممکن است در فهرست فیلم های اعصاب خردکن قرار بگیرند. فیلم پرتو سبز اریک رومر به دلیل مورد اخیر نامش در بین فیلم های اعصاب خردکن قرار گرفته است.
داستان فیلم پرتو سبز درباره تعطیلات است. چند دختر قرار است برای گذران اوقات فراغتشان به مسافرت بروند اما یکی از آنها به نام دلفین با آنها همراه نشده و در شهر میماند. تا اینجای کار که چیز عجیبی در عدم داستانگویی به چشم نمیخورد. زمانی که دلفین در شهر گشت و گذار میکند و همه را در یک روزمرگی معمولی میبیند، تازه عدم پیشرفت روایی آغاز شده و ادامه مییابد. دلفین آدمهایی را میبیند که مانند همیشه در تعطیلات در حال استراحت هستند؛ یا با دوستانشان وقت میگذرانند و یا حتی گعدههای دوستانهای میان آنها شکل گرفته است. دلفین شاهد روزمرگیهاست. روزمرگی در گفتگو، روزمرگی در رفتار و کردار و بهطور کلی روزمرگی در زندگی؛ او قبلتر خود بخشی از روزمرگی بوده و حالا ما و او شاهد این اوقات معمولی و بدون افت و خیز هستیم.
در نگاه اول، پرتو سبز اثری به غایت خستهکننده و بدون افت و خیز روایی به نظر میرسد یا به عبارتی باید نامش را در بین فیلم های اعصاب خردکن قرار داد. با این حال، وقتی از اثر فاصله میگیریم متوجه میشویم که او میخواهد درباره هستی زندگی انسانی، تفکرات و تأملات او و حتی درباره علاقه و عدم علاقه به برخی چیزها صحبت کند.
فیلم پرتو سبز از زمان تولیدش در سال 1986 تاکنون همواره ایجادکننده یک دوقطبی مهم در سینما شده است: عدهای این فیلم رومر را یک اثر بیهوده و اعصاب خردکن میدانند و عدهای دیگر این فیلم را به مثابهی فلسفه در نظر میگیرند. مجله معتبر کایه دو سینما، فیلم پرتو سبز را در میان بهترین فیلمهای سال 1986 میلادی قرار داد. همچنین این فیلم توانست جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را کسب کند. ضمنا این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن توانست جایزه فیپرشی و جایزه بهترین بازیگر زن این جشنواره را از آن خود کند.
|
کشور سازنده |
فرانسه |
|
سال ساخت |
1986 |
|
کارگردان |
اریک رومر |
|
مدت زمان |
99 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
مینیستری دِ لا کالچر اِت دِ لا کامیونیکشن، پی تی تی و لس فیلمز دو لوسانژ |
| IMDB |
7.6 از 10 |
10. فیلم Run Lola Run 1986

فیلمی سرشار از هیجان، ضرباهنگ تند، خلاقیت، فیلمبرداری تکنیکی، تدوین خوشریتم، موسیقی هیجانی و خیلی چیزهای دیگر؛ داریم از فیلمی جالب در فیلم های اعصاب خردکن صحبت میکنیم که چون تمامی عناصر گفتهشده را در بالاترین حد ممکنش استفاده کرده به فهرست فیلم های اعصاب خردکن راه یافته است! فیلم بدو لولا بدو به کارگردانی تام تیکور امروزه در بسیاری از آکادمیها و آموزشگاههای هنری تدریس میشود. فیلمساز آنقدر در این اثر خلاقیت به خرج داده که تحلیلها و مقالات متعددِ پیرامونی برای آن نوشته شده است.
داستان فیلم بدو لولا بدو درباره زمان است. لولا 20 دقیقه زمان دارد تا از مرگ مانی – دوستش – ممانعت کند. مانی میبایست حدود 100 هزار فرانک به رئیس خود میرساند اما پولها را در مترو جا میگذارد. شخصی که به نظر میرسد ولگرد است پولهای مانی را برداشته و میرود. حالا مانی با لولا تماس میگیرد و میگوید که اگر تا 20 دقیقه دیگر نتواند 100 هزار فرانک را به رئیسش تحویل دهد، کشته خواهد شد. شگفتانهی فیلمساز از اینجا به بعد رخ میدهد. ما در سه برداشت و سناریوی مختلف شاهد تلاش لولا برای کمک به دوستش هستیم.
تأکید بسیار زیاد فیلمساز روی زمان و استفاده از تمپوی بالا و بازیگوشیهای تمام نشدنی لحظات پراسترسی را برای مخاطب ایجاد میکند. به همین خاطر بسیاری از تماشاگران پس از تماشای این فیلم، با اینکه اثری بسیار خلاقانه را به تماشا نشسته بودند، احساس خوشایندی نداشتهاند. دلیل قرار گرفتن فیلم در میان فیلم های اعصاب خردکن دقیقا همین نکته بوده است.
در بسیاری از دستهبندیها فیلم بدو لولا بدو را به عنوان اثری فرمال معرفی کردهاند. نوآوری در تیتراژ، دو قاب کردن تصویر، شیوهی روایت سهگانه یا به اصطلاح چنگالی، استفاده از انیمیشن در فیلم، کرشندو و دکرشندو کردن موسیقی و خیلی چیزهای دیگر باعث شده که این فیلم اعصاب خردکن به عنوان اثری فرمال و شکلگرا در جهان سینما، شناسانده شود.
تام تیکور، بارها و بارها در فیلمهایش سعی کرده بازیگوشی کند و نوعی از فیلمسازی پرهیجان و خرق عادت را به نمایش بگذارد. شاید در آن روزها کمتر علاقهمند به سینما، تام تیکور را میشناخت و به همین خاطر در نقدها و تحلیلهای ابتدایی تشابه روایی میان فیلم شانس کور کریستف کیشلوفسکی و فیلم بدو لولا بدو تام تیکور مدنظر بود اما هرچه زمان گذشت و تیکور بیشتر به فیلمسازی پرداخت، مخاطبان حرفهای سینما، نوعی از سینمای مؤلف را در فیلمهای تیکور دیدند.
بدو لولا بدو، یک بار دیگر ثابت کرد که فیلم های اعصاب خردکن الزاما فیلمهای حوصلهسربر و بد نیستند و میتوان با القای هیجان اعصاب مخاطب را خرد کرد. این فیلم تیکور اکران چندان موفقی نداشت و گذر زمان، برای فیلم طرفداران متعددی دست و پا کرد. منتقدان از فیلم استقبال کردند و حتی انجمن ملی نقد آمریکا، بدو لولا بدو را به عنوان بهترین فیلم خارجی سال انتخاب کرد. این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن توانست نامزد بهترین فیلم خارجی زبان بفتا شود و در جوایز کمرایمیج (جشنواره تخصصی فیلمبرداری) نامزد دریافت جایزه شد.
|
کشور سازنده |
آلمان |
|
سال ساخت |
1998 |
|
کارگردان |
تام تیکور |
|
مدت زمان |
80 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
ایکس فیلم کریتیو پول، آرته و وست دیوتچر راند فانک |
| IMDB |
7.6 از 10 |
11. فیلم درخت گردو 1398

سینمای ایران، فراز و فرود بسیاری داشته و طبیعتا در برهههای مختلفی از تاریخش، آثاری بودهاند که استحقاق قرار گرفتن در فهرست فیلم های اعصاب خوردکن ایرانی را داشته باشند. ما به سراغ یکی از مشهورترین فیلمهای این سالهای سینمای ایران در این زمینه رفتهایم. محمدحسین مهدویان در سال 1398 در ادامهی روند فیلمسازی خود درباره وقایع دیدهنشده از هشت سال دفاع مقدس، فیلم درخت گردو را با محوریت بمباران شیمیایی سردشت ساخت.
فیلم درخت گردو، اثری به غایت غمانگیز و دردناک است. تجربهی نگارنده از دیدن فیلم در سالن اکران مردمی در ایام جشنواره فجر، تأثر فراوان تماشاگران به هنگام دیدن فیلم بود. فیلم از ابتدا تا انتها از مخاطبش گریه میگرفت و آنقدر تعدد لحظات تراژیک در اثر وجود داشت که بتوان آن را به راحتی به اسامی فیلم های اعصاب خردکن اضافه کرد.
داستان فیلم درخت گردو درباره خانوادهای کُرد در منطقه سردشت در ایام جنگ ایران و عراق است. قادر به همراه همسر و سه فرزند خردسالش زندگی میکند. او بنایی میکند و در یکی از روزهای جنگ، به ناگاه زندگیاش تغییر میکند. بمباران شیمیایی نیروهای عراقی روی مردم این منطقه، فاجعهای بسیار مهلک و دردناک رقم میزند. همسر و فرزندان قادر با استنشاق گاز سمی، در معرض شدیدترین اتفاقات قرار میگیرند. سه فرزند قادر به تبریز منتقل میشوند و همسرش به دلیل وضعیت بارداری در سردشت باقی میماند. این لحظات، آغاز سوگرنجنامهی قادر و خانوادهاش است.
فیلم درخت گردو، یکی از سوزناکترین آثار چند دههی اخیر سینمای ایران است که با دیدن آن هر مخاطبی منقلب خواهد شد. فیلم، بافت فرهنگی کردستان را در ابتدای کار، آنقدر خوب بازنمایی میکند که به راحتی مخاطب با خانواده قادر ارتباط برقرار کند. این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، در امتداد فیلمسازی مهدویان است که در آنها او با استفاده از تکنیک فیلمبرداری شبه مستند سعی در واقعیتنگری محض به ماجراها دارد.
دو اتفاق عجیب و جالب در فیلم جلوهگری میکند: بازی درخشان پیمان معادی در نقش قادر و بازی بسیار بد مهران مدیری در نقش دکتر احمد؛ بازی تکنیکی و استاندارد پیمان معادی برای وی جایزه بهترین بازیگر مرد جشنواره فیلم فجر را به ارمغان آورد و بازی بد مهران مدیری صدای منتقدان و طرفداران مدیری را درآورد. مدیری بعدها اعتراف کرد که نباید در این فیلم بازی میکرد و از نوع بازیاش در این فیلم، عذرخواهی کرد. مینا ساداتی و مینو شریفی از دیگر بازیگران فیلم درخت گردو 1398 هستند.
تجربه ساحت این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، باعث شده که تماشاگران سینمای ایران هر بار که نام درخت گردو یا بمباران شیمیایی سردشت را میشنوند، اتفاقات دردناک و تراژیک این فیلم را مرور کرده و از آن به تلخی یاد کنند.
(شما میتوانید فیلم درخت گردو که جزو فیلم های اعصاب خردکن است را از لینک زیر دانلود و تماشا کنید)
فیلم درخت گردو(Walnut Tree)
داستان درخت گردو در سه بازه زمانی سالهای ۱۳۶۶، ۱۳۸۴ و ۱۳۹۵ روایت میشود و بر پایه داستان واقعی و تلخ زندگی فردی رنج کشیده اهل آذربایجان غربی، به نام قادر مولان پور در روستای مرزی رشهرمه در نزدیکی سردشت ساخته شدهاست؛ قادر و خانوادهاش درگیر فاجعه بمباران شیمیایی سردشت شدند.
دانلود + پخش آنلاین
|
کشور سازنده |
ایران |
|
سال ساخت |
1396 |
|
کارگردان |
محمدحسین مهدویان |
|
مدت زمان |
100 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
ایران ایر |
| IMDB |
7.5 از 10 |
12. فیلم Good Time 2017

پیش از این گفتیم که برای ساخت فیلم های اعصاب خردکن نیاز به هزینههای مالی سرسامآور نیست. گاهی پیش میآید که فیلمی مستقل با بودجه نسبتا پایین را تماشا میکنیم که در زمره فیلم های اعصاب خردکن قرار میگیرند. فیلم اوقات خوش – که در برخی از منابع با نام فیلم وقت خوش یا فیلم گود تایم هم مطرح شده است – نمونهای از این فیلمهاست. این فیلم را برادران سفدی (جاش سفدی و بنی سفدی) کارگردانی کردهاند.
تک خطی فیلم به راحتی قابل تعریف کردن است. دو برادر به نامهای نیک و کانی تصمیم میگیرند که از بانک دزدی کنند. آنها در زندگی دردسرهای زیادی داشتهاند اما هیچگاه نتوانستهاند بر مشکلاتشان فائق آیند و در نهایت میخواهند با دستبرد به یک بانک، اوضاع مالی خود را روبراه کنند. با توجه به رویدادهایی که پشت سر گذاشتهاند، قابل حدس است که در دزدی نیز موفق نخواهند شد. پس، پلیس یکی از آنها (نیک) را دستگیر میکند و دیگری (کانی) برای آزاد کردنش تلاش بسیار زیادی میکند.
دلیل قرار گرفتن فیلم اوقات خوش در میان فیلم های اعصاب خردکن، شخصیتپردازی فیلمنامه و چیرگی تاریکی در خلال تصاویر فیلم است. باید این گزاره را کمی بیشتر تبیین کرد: شخصیتپردازی یکی از دو برادر (نیک) بهگونهای است که او شخصیتی ضعیف دیده میشود. شکنندگی روانی و اختلالات رشدی باعث شده که نیک، نیاز به مراقبت داشته باشد. تا زمانی که کانی با نیک است، مخاطب خیالش از محافظت و نگهداری وی راحت است ولی وقتی پلیس نیک را دستگیر میکند، تازه اعصاب خردیهای تماشاگر شروع میشود. گویی مخاطب بیش از اینکه پیگیر روایت باشد، پیگیر وضعیت نیک است. نکتهای که گفته شد نکتهی روایی مهم فیلم است که توانسته آن را در میان بهترین فیلم های اعصاب خردکن قرار دهد.
مورد دوم هم به کارگردانی برادران سفدی باز میگردد. ما در این فیلم، کمترین نشانهها در استفاده از رنگهای شاد و نورپردازیهای متنوع را میبینیم. فیلمسازان سعی دارند با فضای تاریک شب، پوششهای تیره و سایهپردازیهای سراسری، خفقان اجتماعی و روانی جامعهی مدرن را به نمایش بگذارند.
فیلم اوقات خوش، توانست سکوی پرتاب دوبارهای برای رابرت پتینسون شود. او پس از عدم موفقیت در استفاده از شهرت فیلم گرگ و میش، داشت به فراموشی سپرده میشد. بازی او در نقش کانی، توانست جان دوبارهای به کارنامهی بازیگریاش بدهد. در کنار او بنی سفدی (یکی از دو فیلمساز) که نقش نیک را بازی کرد، توانست رابطهی عمیق میان دو برادر را به تصویر بکشد. لحظات دو برادری در فیلم اوقات خوش، توانست از این کار، اثری ویژه در جمع فیلم های اعصاب خردکن بسازد.
فیلم اوقات خوش در اکران موفق نبود و نتوانست حتی از پس مخارج ساختش بربیاید. با این حال منتقدان، این اثر را تحسین کردند و پای فیلم به جشنوارههای معتبر سینمایی باز شد. منتقدان ایندی وایر، این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن را به عنوان سومین فیلم برتر سال 2017 میلادی انتخاب کردند و مجله کایه دو سینما آن را در بین 10 فیلم برتر سال قرار داد. حضور در بخش اصلی جشنواره کن و جشنواره لوکارنو به فیلم اوقات خوش اعتبار بخشید و باعث بیشتر دیده شدن اثر در محافل هنری شد.
|
کشور سازنده |
آمریکا |
|
سال ساخت |
2017 |
|
کارگردان |
بنی سفدی و جاش سفدی |
|
مدت زمان |
102 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
الارا پیکچرز، هرکولز فیلم فاند و رئا فیلمز |
| IMDB |
7.3 از 10 |
13. فیلم Poltergeist 1982

در دهههای 70 و 80 میلادی، جنبشی در ساخت فیلم های ترسناک شکل گرفت که در آن کودکان، ابزاری برای ترساندن مخاطب بودند. ساخت اینگونه از فیلمها در آن برهه آنقدر افزایش پیدا کرد که بخشی از این آثار به فهرست فیلم های اعصاب خردکن راه یافتند. مثلا اثر مشهور توبی هوپر یعنی فیلم ارواح خبیثه از جمله آثار مشهور آن سالهای سینمای ترسناک است که در این مطلب به سراغ آن میرویم.
فیلم ارواج خبیثه داستان خانوادهی فریلینگ است که به تازگی به ساختمان جدیدی نقل مکان کردهاند. زندگی به صورت عادی در این خانواده جریان دارد تا اینکه دختر کوچک خانواده توسط ارواح خبیث، تسخیر شده و از طریق تلویزیون به جهان مردگان برده میشود. دیگر اعضای خانواده که از این اتفاق شوکه شدهاند، درصدد نجات دختر برمیآیند. در این میان یک واسط جهان مردگان، به کمک این خانواده میآید.
دلیل قرار گرفتن فیلم ارواح خبیثه در فهرست فیلم های اعصاب خردکن این است که تماشاگر با دیدن دختر بچه تسخیر شده توسط ارواح خبیث، آزار میدید. بحث آزار تصویری در سینما به دههی 50 میلادی باز میگردد که سینما معمولا بهواسطهی رسانهای دیگر سعی در القای حسی ناخوشایند به مخاطب داشت و در این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، عینا این اتفاق رخ داده بود.
با جوی که آثاری همچون فیلم جن گیر، فیلم طالع نحس و فیلم ارواح خبیثه در سینمای ترسناک راه انداختند، به تدریج مفهوم آزار تصویری از طریق رسانه و سوءاستفاده از کودکان در این جهت معنا پیدا کرد.
فیلم ارواح خبیثه، خیلی زود توانست مخاطبان را به سالنهای سینما بکشاند. فیلم با بودجه 10 میلیون دلاری ساخته شد و در اکران بیش از 77 میلیون دلار فروش کرد که نشان از پروپاگاندای شدید ناشی از آزار تصویری بود که در بالا به آن اشاره شد. بعدها فیلمهای مهم ژانر ترسناک همچون فیلم حلقه در سینمای ژاپن، دقیقا بر اساس این دیدگاه ساخته شدند.
استیون اسپیلبرگ، نویسنده این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن بوده است. او به دلیل بستن قرارداد به خاطر ساخت فیلم ای تی نتوانست ارواح خبیثه را کارگردانی کند و به جای او توبی هوپر، وظیفه ساخت کار را به عهده گرفت. فیلم در سه بخش جلوههای ویژه تصویری، میکس صدا و موسیقی نامزد دریافت جایزه اسکار شد و جایزه بفتای بهترین جلوههای ویژه بصری را از آن خود کرد.
|
کشور سازنده |
آمریکا |
|
سال ساخت |
1982 |
|
کارگردان |
توبی هوپر |
|
مدت زمان |
114 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
مترو گلدوین میر و اس ال ان پروداکشن گروپ |
| IMDB |
7.3 از 10 |
14. فیلم Melancholia 2011

لارس فون تریر استاد مسلم فیلمهای جنجالی است. او برای مخاطبان ایرانی، نامی آشناست. علاقهمندان به سینمای نامتعارف در ایران، بارها و بارها فیلمهای او را مورد نقد و تحلیل قرار دادهاند. فیلم مالیخولیا اثر فون تریر به دلیل موضوع و لایههای روانشناختیاش در میان فیلم های اعصاب خردکن جای گرفته است.
داستان فیلم مالیخولیا، در یک شب بسیار عجیب و غریب رخ میدهد. در این شب عجیب، سیارهای که شباهت زیادی به ستاره ماه دارد، دارد به تدریج به زمین نزدیک میشود و گفته شده که به هنگام برخورد این سیاره به زمین، حیات زمین نابود خواهد شد. قرار است در این شب، مراسم عروسی جاستین برگزار شود اما خود او رفتارهای غریبی از خویش بروز میدهد. او علاقه به انجام هیچ کاری ندارد و شبیه به سنگی سفت و سخت، میخواهد به زمین بچسبد. به نظر میرسد او درگیر مشکلات روانی است. خواهر جاستین، از او مراقبت میکند و در این میان ما به کرات نزدیک شدن سیاره به زمین را مشاهده میکنیم.
وضعیت آشفتهای که فیلم مالیخولیا آن را به تصویر کشیده است، از یک طرف هیجان و دلهره به تماشاگر وارد میکند و از طرف دیگر، مخاطب با مشاهده رفتارهای جاستین، حرص میخورد. دوگانگی فون تریر در به تصویر کشیدن این وضعیت باعث شده که در سالهای اخیر نام مالیخولیا در فهرست اعصاب خردکن ترین فیلم های تاریخ دیده شود.
فیلم، جلوههای بصری جالبی دارد. فیلمساز خوشسلیقگی کرده و معنایی استعاری در استفاده از رنگها خلق کرده است. درست در زمانی که سیاره به زمین نزدیک میشود ما پلانهایی را شاهد هستیم که در آن از گرمترین رنگها در پسزمینه و دکور استفاده شده است. از سمت دیگر، لباس کاراکترها، عموما یا سفید و یا سیاه (رنگهای خنثی) است. معنای آیرونیکی که فون تریر از پایان جهان در این فیلم به نمایش میگذارد، بسیار جنجالی شد. برخی از افراد آن را هجویه جهان مدرن دانستهاند و برخی دیگر افکار فیلمساز را مورد انتقاد قرار دادهاند. به هر ترتیب این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، استفادهی کمی از دیالوگ میکند و بیشتر در تصویر، حالات روانی کاراکترها و پایان جهان را به نمایش گذاشته است.
این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن، مورد توجه بسیاری از جشنوارههای سینمایی قرار گرفت. فیلم در بخش اصلی جشنواره کن به نمایش درآمد و کریستن دانست به خاطر بازی در نقش جاستین، توانست جایزه بهترین بازیگر زن این جشنواره را از آن خود کند. ماحصل حضور پربار فیلم مالیخولیا در فصل جوایز، 36 جایزه و 95 نامزدی در بخشهای مختلف بوده است.
کریستن دانست (بازیگر فیلم مرد عنکبوتی و فیلم مصاحبه با خون آشام)، شارلوت گینزبورگ (بازیگر فیلم ضد مسیح)، کیفر ساترلند (بازیگر سریال 24)، شارلوت رمپلینگ (بازیگر فیلم 45 سال)، الکساندر اسکاشگورد (بازیگر سریال دروغ های کوچک بزرگ) و جان هارت (بازیگر فیلم قطار سریع السیر نیمه شب و فیلم مرد فیل نما) از جمله بازیگران فیلم مالیخولیا هستند.
|
کشور سازنده |
دانمارک، سوئد، فرانسه و آلمان |
|
سال ساخت |
2011 |
|
کارگردان |
لارس فون تریر |
|
مدت زمان |
135 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
رنتروپا اینترتینمنتز، ممفیس فیلم و زنتروپا اینترنشنال سوئدن |
| IMDB |
7.1 از 10 |
15. فیلم Martyrs 2008

اکستریم هارورها، فیلمهایی هستند که خشونت شدید را با ترس بینهایت تلفیق میکنند. یکی از آثار اکستریم هارور که بارها به عنوان یکی از فیلم های اعصاب خردکن از آن نام برده شده است، فیلم شهدا 2008 به کارگردانی پاسکال لوژیه است. آثار اکستریم هارور، در دو دههی اخیر، به تعداد بالایی ساخته شدند. سینمای فرانسه و کانادا سردمدار ساخت اینگونه از فیلمها بودهاند. فیلم شهدا نیز محصول مشترک سینمای این دو کشور است.
داستان فیلم شهدا، درباره دختری است که به انگیزهی انتقامی دست به جنایت میزند. با مرور در داستان، مشخص میشود که افرادی در گذشته، دو دختر را در زیرزمینی زندانی کرده و شکنجه دادهاند. این شکنجهها آنقدر فاجعهآمیز بوده که غیرقابل تصور است. به هر ترتیب، یکی از آن دو دختر از آنجا فرار کرده و به کمک دیگر دختر میرود. حالا چند سال از آن اتفاق به غایت ترسناک گذشته و دختر میخواهد از آن افراد که او را زندانی کرده بودند انتقام بگیرد. اتفاقات هولناکی که در تصاویر فیلم آمده، پرده از واقعیت ماجرا برمیدارد.
فیلم شهدا، پس از پخش، به شدت جنجالی شد و برخی از تماشاگران به خاطر نشان دادن سکانسهای شکنجه، آن را مورد انتقاد قرار دادند. قطعا به خاطر نمایش این میزان از خشونت و وحشت در کار، فیلم استحقاق قرار گرفتن در فهرست فیلم های اعصاب خردکن را داشته است. جنجالهای فیلم، محدود به این نکات نبوده است. ممنوعیت از پخش فیلم در برخی از کشورها و هشدار به تماشاگران نسبت به میزان خشونت فیلم، آن را در زمره فیلم های اعصاب خردکن جنجالی قرار داده است.
در سمت مقابل اما طرفداران این فیلم قرار دارند. پس از افزایش فیلم های اسلشر در یک دهه گذشته، به خصوص بعد از مطرح شدن فیلم تریفر، شهدا در لیست فیلم های مشابه تریفر برای علاقهمندان به فیلم های اسلشر معرفی شده است. در مورد دیگر از فیلم شهدا به عنوان یکی از بهترین فیلم های دلهره آور ترسناک قرن 21، نام برده شده است.
این فیلم از فیلم های اعصاب خردکن به دلیل محدودیتها و ممنوعیتهای پیش آمده، اکران موفقی نداشت ولی امروز از آن به عنوان یکی از آثار پیشرو در اکستریم هارور نام برده میشود. حضور در 6 جشنواره سینمایی و کسب 7 جایزه و 9 نامزدی، مؤید این نکته بوده است.
|
کشور سازنده |
فرانسه و کانادا |
|
سال ساخت |
2008 |
|
کارگردان |
پاسکال لوژیه |
|
مدت زمان |
99 دقیقه |
|
کمپانی تولیدکننده |
اسکواد، وایلد بانچ و تی سی بی فیلم |
| IMDB |
7 از 10 |
کلام آخر
همانگونه که مشاهده کردید فیلم های اعصاب خردکن، در دستههای مختلفی قرار میگیرند: برخی از این آثار بسیار هیجانی و برخی دیگر بسیار کُند هستند. بستگی به سلیقه مخاطب دارد که چه اثری را اعصاب خردکن معرفی کند. آن چیزی که مشخص است این است که فیلم های اعصاب خردکن در بازه وسیعی از سلایق مخاطبان قرار دارند. بعد از تحولات رسانهای دهه 70 میلادی، تعداد این آثار بیشتر شد؛ تا جایی که اساسا دستهبندی فیلم های اعصاب خردکن در همان زمان، اعلام موجودیت کرد. ما در این مطلب 15 عنوان از فیلم های اعصاب خردکن را معرفی کردیم که بیش از دیگر آثار مورد توجه و نقد قرار گرفته بود.
- کاربر گرامی در صورت وجود هرگونه مشکل ابتدا بخش سوالات متداول را مطالعه نمایید در صورتی که پاسخی برای مشکل خود پیدا نکردید از بخش تیکتها درخواست پشتیبانی نمایید.
- نظر خود را بصورت فارسی تایپ نمایید. از به کار بردن کلمات رکیک یا توهین آمیز خودداری نمایید. در صورت مشاهده، نظر تایید نخواهد شد.
- در صورتی که نظر شما دارای اسپویل میباشد، حتماً گزینه «این دیدگاه حاوی اسپویل است» را علامت بزنید در غیر اینصورت نظر شما تایید نخواهد شد.
- میتوانید نظرات خود را از بخش دیـدگاهها در پنل کاربری مشاهده نمایید.